خانه کتاب بی

بیگانه

The Stranger

نویسنده:آلبر کامو
ناشر: ماهی
۳٬۸۸۲ بازدید

معرفی کتاب بیگانه

«بیگانه» آلبر کامو رمانی کوتاه اما بسیار تاثیرگذار درباره مردی به نام مورسو است؛ شخصیتی آرام، بی‌تکلف و تا حدی بی‌اعتنا که در حاشیه جهان اطرافش زندگی می‌کند. داستان با فضایی سرد و مینیمال پیش می‌رود و از همان ابتدا حس فاصله، سکوت و ناآشنایی را به خواننده منتقل می‌کند. در این رمان، اتفاقات بیرونی به اندازه نگاه مورسو به زندگی اهمیت دارند. کامو با نثر شفاف و موجز خود، جهانی می‌سازد که در آن روابط انسانی، قضاوت اجتماعی و معنای مسئولیت زیر ذره‌بین می‌روند. «بیگانه» بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر حال‌وهوا، ذهنیت شخصیت اصلی و تنش میان فرد و جامعه استوار است. این اثر از مشهورترین رمان‌های فلسفی و ادبیات فرانسه است و برای کسانی که به روایت‌های عمیق، کم‌حجم و تأمل‌برانگیز علاقه دارند، انتخابی بسیار مناسب به شمار می‌آید. «بیگانه» از آن کتاب‌هایی است که بعد از خواندن هم در ذهن می‌ماند و درباره‌اش می‌شود زیاد فکر کرد و حرف زد.

مشخصات این نسخه

صفحات
128
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

جلد بیگانه
نسخه اصلی

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: علی اصغر خبره زاده

ناشر: نگاه

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

۱۷۵٬۰۰۰ تومان

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۵

مترجم: کاوه میرعباسی

ناشر: چشمه

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۵

مترجم: رزا گیلکی

ناشر: آوای مهدیس

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۵

مترجم: کاوه میرعباسی

ناشر: نشرچشمه

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: لیلی گلستان

ناشر: مرکز

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

۱۴۰٬۰۰۰ تومان

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: لیلی گلستان

ناشر: مرکز

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: نشر به سخن

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: امیر لاهوتی

ناشر: جامی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: خشایار دیهیمی

ناشر: ماهی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: امیر جلال الدین اعلم

ناشر: نیلوفر

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: به سخن

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: اصغر خبره زاده

ناشر: علمی و فرهنگی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: امیر لاهوتی

ناشر: جامی

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: روح انگیز رومی

ناشر: نشر علم

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: روح انگیز رومی

ناشر: علم

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: فاطمه رحیمی

ناشر: آلاچیق

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: محمدرضا پارسایار

ناشر: هرمس

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۴

مترجم: جلال آل احمد

ناشر: یوشیتا

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۳

مترجم: جلال آل احمد

ناشر: امیرکبیر

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

جلد بیگانه

سال انتشار: ۱۴۰۲

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: مجید

نوع جلد: شومیز

محل دسترسی: فروشگاه

غیرقابل خرید

درباره آلبر کامو

تصویر آلبر کامو

آلبر کامو

Albert Camus

آلبر کامو نویسنده، روزنامه‌نگار و متفکر فرانسوی-الجزایری بود که با نگاه فلسفی و انسانی‌اش به ادبیات شناخته می‌شود. او در نوشته‌هایش به مسئله‌هایی مثل پوچی، آزادی، مسئولیت فردی و معنای زندگی می‌پردازد و نثرش به شفافیت، ایجاز و قدرت تأثیرگذاری معروف است. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «بیگانه»، «طاعون» و «افسانه سیزیف» اشاره کرد. کامو در کنار رمان‌نویسی، در نمایشنامه‌نویسی و مقاله‌نویسی هم فعال بود و آثارش هنوز هم از متون اثرگذار ادبیات قرن بیستم به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های بیگانه

افزودن جمله
ابوالفضل æ

@abolfazlehsani · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«مامان امروز مرد، شایدم دیروز، نمیدانم...»

صفحه ۱ · شروع یک شاهکار:

entre.les.pages

@mahboob.rtp · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««فقط کسی که می‌تواند حرف بزند، سکوت می‌گزیند.»»

Flyincage

@flyincage · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«من همیشه فکر کرده‌ام که زندگی آنقدرها هم که آدمها میگویند جدی نیست.»

entre.les.pages

@mahboob.rtp · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««انسان بالاخره به همه‌چیز عادت می‌کند.»»

AshenOne

@aryamb · ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

«بنی آدم یعنی بنی عادت»

صفحه ۶۸

P

@pparsaa · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««انسان تنها آفریده‌ای است که نمی‌خواهد آن چیزی باشد که هست.»»

امیر

@amirbasari · ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

«آدم هميشه تصورهای اغراق‌آميزی راجع به چيزهايی دارد كه چيزی درباره‌شان نمی‌داند»

Albatross_TST

@navid_albatross · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«" این فکر از ذهنم گذشت که یکشنبه‌ای دیگر را سپری کرده‌ام، مامان مرده، از فردا برمی‌گردم سرکار و در واقع چیزی عوض نشده. "»

صفحه ۲۵

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب بیگانه

محمود

۱۴۰۵/۵/۲۳

شاید خیلی ها این کتاب و به پوچ گرایی نسبت بدهند اما به نظرم بجز این قضیه که اتفاقا درست هم هست ، موضوعات دیگه ای هم هست که انسان و وادار بع فکر کردن می کنه . از جمله ستایش تنهایی یا ستایش دیوانگی . قضاوت های بی دلیل و سرسری داستان بصورت خطی و به نظرم خیلی جذاب و خواندنی است .

Ruy

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتابش برای کسانی که تازه شروع به کتاب‌خوانی کردن خوب نیست.

علی

۱۴۰۵/۵/۲۳

بیگانه رو اگه دوست داشتین یه کتاب هست از کمال داوود به نام مورسو چه کسی را کشت؟ این کتاب در مورد زندگی اون عرب الجزایری و خانواده اش هست که کشته میشه نشر نگاه چاپ کرده با ترجمه ابوالفضل الله دادی

Hossikhan

۱۴۰۵/۵/۲۴

در پاسخ به علی

چقدر خوب به این کتاب اشاره کردی بسیار کتاب جالبیه در واقع زندگی اون فرد عرب روایت میشه ممنون از پیشنهادت

فاطمه

۱۴۰۵/۵/۲۳

پوچی شخصیت کتاب هنوز منو میترسونه

علیرضا امیری

۱۴۰۵/۵/۲۴

گاهی بیگانه بودن، نه به معنای بیگانه بودن با جهان، بلکه بیگانه بودن با قواعدی است که جهان از ما انتظار دارد رعایتشان کنیم. کامو در بیگانه بیش از آنکه داستان یک انسان بی‌احساس را روایت کند، ما را با جامعه‌ای مواجه می‌کند که بیش از خود عمل، از نپذیرفتن قواعد عاطفی و اخلاقی رایج خشمگین می‌شود. مورسو شاید عجیب نباشد. عجیب‌تر، جهانی است که از او انتظار دارد احساسات مشخصی را در زمان مشخصی و به شیوه‌ی مشخصی نمایش دهد. شاید مسئله‌ی اصلی کتاب همین باشد. اینکه چقدر از آنچه انسان بودن می‌نامیم، واقعا انتخاب خود ماست و چقدرش اجرای نقشی است که جامعه برایمان نوشته است. کامو در نهایت ما را با یک سوال ناخوشایند تنها می‌گذارد که اگر از تمام این نقش‌ها و معناهای قراردادی فاصله بگیریم، چه چیزی از خود ما باقی می‌ماند؟

qazal

۱۴۰۵/۵/۲۴

اون به جرم بیگانه بودن نسبت به عواطف انسانی و جریانات زیستی اطرافش از اولشم متهم بود. پس جمله ی معروف کتاب رو درست تفسیر کنید .

صدرا

۱۴۰۵/۵/۲۴

امروز مردم. شاید هم دیروز بود یا یا ماه پیش یا اصلا سال‌ها پیش شاید هم هنوز به دنیا نیامده‌ام یا اگر هم آمده‌ام، تا کنون زندگی نکرده‌ام...نمی‌دانم فقط می‌دانم که دیگر چیزی نیست. نه امیدی، نه رویایی، نه راه نجاتی. غرق در کابوس‌های تکرار شونده در مواجهه با ترس‌های سالیان دور و اندوه آینده در کشاکش جان کندن و ادامه دادن... هوا گرم است؛ گرم که نه، داغ! آنقدر داغ که هر لحظه امکان دارد چاقویی بردارم و فرو کنم بر تمامی افکارم، اعتقاداتم، باورهایم. چه بیگانه‌ام با نفس کشیدن چه در تضادم با روشنایی چه عجینم با سیاهی متنفرم از خورشیدی که می‌تابد بر همه چیز و روشن می‌سازد حقایق تلخ را پوچی‌ها را دردها را خستگی‌ها را آه چه بیگانه‌ام با توهمی که نامش را زندگی نهاده‌اند...

Daryad

۱۴۰۵/۵/۱۶

جمله کتاب هایی که پس از اتمامش حس میکنم داخل یک چاه عمیق از افکار فرو رفتم.

⚜️Mr

۱۴۰۵/۵/۲۹

کامو بی نظیره برای منی که فلسفم و طرز فکریم باهاش هم‌مسیره قلمشو به شدت درک میکنم

«بیگانه» رمانی کوتاه اما عمیق درباره بیگانگی انسان با جامعه، معنا و حتی احساسات خودش است. کامو با شخصیت مورسو، انسانی را نشان می‌دهد که حاضر نیست برای پذیرفته شدن، احساساتی را که واقعاً ندارد وانمود کند و همین صداقت سرد او را به شخصیتی بحث‌برانگیز تبدیل می‌کند. نقطه قوت کتاب در همین تضاد میان نگاه بی‌تفاوت مورسو و انتظارات اخلاقی جامعه است؛ جایی که گاهی جامعه بیشتر از خودِ جرم، فرد را به خاطر «چگونه بودنش» قضاوت می‌کند. با این حال، فاصله عاطفی مورسو ممکن است ارتباط گرفتن با او را برای بعضی خوانندگان دشوار کند. امتیاز: ۴.۵ از ۵

Fateme

۱۴۰۵/۵/۲۷

این کتاب برام خیلی حوصله سر بر بود برعکس بقیه که خیلی دوسش داشتن من خوشم نیومد

Maral's Notes

۱۴۰۵/۵/۲۷

بیگانه ای با تمام قراردادهای اجتماعی. ما اون رو بیگانه می دونیم چون از نظر ما باید جور دیگه ای رفتار کنه، باید احساسات بیشتری داشته باشه، نباید بی تفاوت باشه ولی اون این طور نیست. او نسبت به جهانش بی تفاوته و البته جهان هم نسبت به اون بی تفاوته. "نمونه ی دقیق پوچی مختص البر کامو"

Ghazali

۱۴۰۵/۵/۲۷

اثری تامل برانگیز درباره انسانی که محکوم می شود به اتهام اینکه فقط و فقط خودش است و احساسات واقعی خودش رو گفته نه کلیشه و انتظارات مردم را

Albatross_TST

۱۴۰۵/۵/۲۷

اولین چیزی که احتمالاً درباره‌ی مورسو به ذهن میاد اینه که این آدم هیچ احساسی نداره. اما من فکر می‌کنم این برداشت کمی سطحیه. مورسو احساس داره، ولی الزاماً احساساتش رو مطابق قراردادهای اجتماعی اجرا نمی‌کنه. مثلاً در مراسم خاکسپاری مادرش، جامعه انتظار داره گریه کنه، ناراحت باشه، درباره‌ی مادرش حرف‌های عاطفی بزنه و عزادار به نظر برسه. اما مرسو بیشتر از گرما، خستگی، نور، قهوه و سیگار حرف می‌زنه. مسئله این نیست که ما ثابت کنیم مورسو مادرش رو دوست داشت یا نداشت. مسئله جالب‌تر اینه که آیا جامعه حق داره تعیین کنه که غم واقعی باید چه شکلی داشته باشه؟ عنوان کتاب هم خیلی مهمه . مورسو فقط با آدم‌های اطرافش بیگانه نیست. اون انگار با عرف اجتماعی ، مفهوم عشق، مفهوم خانواده، مذهب و حتی معنایی که دیگران برای زندگی ساختن بیگانه هست. مثلاً وقتی ماری ازش می پرسه که اون رو دوست داره یا نه، جوابش تقریباً چیزی تو این مایه‌هاست که براش تفاوت چندانی نداره. و وقتی درباره‌ی ازدواج حرف می‌زنن باز هم میگه اگر تو می‌خوای، برای من فرقی نمی‌کنه. این خیلی مهمه چون مورسو لزوماً نمی‌گه هیچ‌چیز معنا نداره. اون بیشتر می‌گه من نمی‌تونم وانمود کنم چیزی برام معنا داره وقتی واقعاً چنین نیست. و در بخش دوم و توی دادگاه، انگار مراسم خاکسپاری مادر مورسو از خود قتل مهم تره . جامعه از این رفتارها نتیجه می‌گیره که اون آدم بدیه و اینجا کامو یک سؤال خیلی جدی می‌پرسه. آیا ممکنه جامعه کسی رو نه به خاطر کاری که انجام داده، بلکه به خاطر اینکه مطابق انتظار جامعه احساس نکرده محکوم کنه؟ و اینکه آیا خود ما هم همین کار رو با آدم‌ها نمی‌کنیم؟ نیمه‌ی اول بیشتر به ما مورسو را نشان می‌دهد. نیمه‌ی دوم به ما نشان می‌دهد جامعه با مورسو چه رفتاری داره. و اینجا یک تغییر جالب اتفاق می‌افته: در ابتدای کتاب، ما داریم مورسو رو قضاوت می‌کنیم. اما در دادگاه، کم‌کم متوجه می‌شیم که دادگاه هم داره خودش رو نشون می‌ده. قاضی، وکیل، دادستان، کشیش و حتی مردم، هرکدوم تصویری از «انسان درست» دارن. مورسو چون حاضر نیست اون نقش رو بازی کنه تبدیل به یک تهدید می‌شه. بدون اینکه بخوام یک تفسیر قطعی تحمیل کنم، پایان رمان رو میشه از این زاویه دید: مورسو در نهایت با چیزی روبه‌رو می‌شه که از ابتدا از اون فرار نمی‌کرد، بلکه شاید اصلاً درباره‌اش فکر نکرده بود: مرگ. و اینجا کم‌کم به نوعی پذیرش می‌رسه. اینکه، جهان برای اون توضیح اخلاقی یا معنای از پیش تعیین‌شده‌ای نداره. جهان هست، زندگی هست، مرگ هم هست. و انسان مجبوره در برابر این واقعیت زندگی کنه.

AshenOne

۱۴۰۵/۵/۲۶

بنی آدم یعنی بنی عادت :)

Hossikhan

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب شاهکاز نیست ولی کتابی هم نیست که بشه ازش راحت عبور کرد کتاب اصلا پوچ گرایی نیست و در بدترین شکل یک ابسوردیسم هست ولی واسه کسی که میخواد جزء اولین کتاب هاش باشه پیشنهاد میکنم ابتدا مروری به اگزیستانسیالیسم داشته باشه بعد این اثر بخونه

Rohisam

۱۴۰۵/۵/۲۴

۱۰ سالم بود این کتاب رو خوندم،مُردم!...۱۵ سالم بود بازخوانیش کردم..،زنده شدم! در ۱۸ سالگی باری دگر آن را خوندم و پوزخند زدم..و هربار ذهنیتی متفاوت دیدگاهی جدید و مسخ بیگانه شدم..انگار که خودم هم بیگانه بودم.

ثنا

۱۴۰۵/۵/۲۴

بیگانه بیش از هر چیز درباره‌ی صداقت انسانی در جهانی پر از تظاهر و قضاوت است. مورسو حتی برای مرگ مادرش هم احساساتی را که ندارد به نمایش نمی‌گذارد، مادرم امروز مرد، شاید هم دیروز نه لزوماً نشانه‌ی بی‌اهمیتی، بلکه نشانه‌ی صادق‌بودن اوست. انگار کامو می‌پرسد: در جهانی که از ما می‌خواهد نقش آدم درست را بازی کنیم، سرنوشت کسی که حاضر نیست تظاهر کند چیست؟ و پاسخ، تلخ است: گاهی جامعه آدم صادق را نه به خاطر دروغ‌هایش، بلکه به خاطر بازی نکردنش مجازات می‌کند.

Bahar

۱۴۰۵/۵/۲۴

سرزنش شدن برای ادامه زندگی به روند عادی

Hasti

۱۴۰۵/۵/۲۴

بدون اینکه متوجه بشین دنبال خودش میکشونتتون، و اولش نمیفهمین چرا، بعدش خودتون دنبالش میرین و کم کم شخصیت رو درک میکنین

Hosein

۱۴۰۵/۵/۲۴

نمی‌دونم چرا این‌قدر با مورسو احساس نزدیکی کردم. شاید چون خیلی وقت‌ها منم مثل اون نمی‌فهمم چرا باید برای چیزهایی که واقعاً حسشون نمی‌کنم، وانمود کنم. مورسو برای من بی‌احساس نبود، فقط حاضر نبود برای رضایت بقیه نقش بازی کنه. بیگانه یکی از عجیب‌ترین تجربه‌ هایی بود که از خوندن یک کتاب داشتم؛ انگار یه نفر، بخشی از خودم رو گذاشته بود جلوم و مجبورم کرده بود نگاهش کنم.

طلیعه🥰

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب رو خیلی وقت پیش گوش دادم، برام سوال شده بود که چرا انقدر این کتاب معروف هست و توصیه میشه، شاید اگر میخوندم حس متفاوتی داشتم ولی واقعا درک نکردم کتاب رو

این کتاب منو با فلسفه کامو و ابزوردیسم آشنا کرد و دیدگاه جالبی داشت.

ابوالفضل æ

۱۴۰۵/۵/۲۳

بهترین کتابی که خوندم: آلبر کامو یه نابغه‌ست.

رادین

۱۴۰۵/۵/۲۳

جزو کتابایی که از ذهنم پاک نمیشه لحظه به لحظش