مزرعه ی حیوانات
معرفی کتاب مزرعه ی حیوانات
«مزرعه حیوانات» جورج اورول روایتی تند، موجز و بهیادماندنی از قدرت، انقلاب و فساد تدریجی آرمانهاست. داستان در یک مزرعه میگذرد؛ جایی که حیوانات علیه صاحب انسان خود شورش میکنند تا نظمی تازه و عادلانه بسازند، اما خیلی زود میفهمند که رسیدن به آزادی، آغاز راهی ساده نیست. اورول با نثری شفاف و نمادین، مناسباتی را نشان میدهد که هم در سطح یک قصه تمثیلی جذاباند و هم بهعنوان نقدی سیاسی و اجتماعی خوانده میشوند. شخصیتهای حیوانی کتاب، هرکدام نماینده بخشی از قدرت، توده، رهبری و فریباند و همین باعث میشود فضای اثر هم داستانمحور باشد و هم پر از لایههای معنایی. این رمان کوتاه اما اثرگذار، درباره فروریختن امیدها، دستکاری حقیقت و شکلگیری استبداد در دل یک آرمانخواهی جمعی است. «مزرعه حیوانات» از آن کتابهایی است که بعد از خواندن هم در ذهن میماند و برای فکر کردن، بحث کردن و بازخوانی جهان اطراف، انتخابی جدی و هوشمندانه است.
مشخصات کتاب مزرعه ی حیوانات
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای مزرعه ی حیوانات
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب مزرعه ی حیوانات
۱۴۰۵/۵/۲۶
مزرعه حیوانات برای من بیشتر از اینکه فقط داستان انقلاب حیوانات باشه، داستانِ قدرت و فسادشه. حیوانها برای آزادی و برابری علیه صاحب مزرعه شورش میکنن ولی کمکم خوکها، مخصوصاً ناپلئون، همون سیستمی رو میسازن که خودشون علیهش قیام کرده بودن. چیزی که خیلی خوب بود اینه که اورول نشون میده چطور قدرت لزوماً یکدفعه آدم رو فاسد نمیکنه کمکم با تغییر قانونها، کنترل اطلاعات، ترسوندن مردم، دشمنسازی و قانع کردن بقیه با دروغ و تبلیغات شروع میشه شخصیتهایی مثل باکسر هم خیلی دردناکن حیونی زحمتکش که واقعاً به آرمان انقلاب ایمان داره ولی دقیقاً به خاطر همین اعتماد و اطاعت مورد سوءاستفاده قرار میگیره. از طرف دیگه اینکه حیوانها کمکم تغییرات رو میبینن ولی نمیتونن گذشته رو به خاطر بیارن یا به چیزی که بهشون گفته میشه شک کنن یکی از ترسناکترین بخشهای کتابه. با این حال به نظرم مزرعه حیوانات کمی اورریتد شده البته نه از نظر ارزشش بیشتر از این جهت که بعضیا بیش از حد سادش میکنن و فقط میگن این کتاب درباره شوروی و استالینه قطعاً نقد اورول به انقلاب روسیه استالینیسم و حکومت تمامیتخواه بخش مهمیه ولی حرف کتاب گستردهتره دربارهی هر جامعهایه که قدرت بدون نظارت جمع بشه و مردم اجازهی سؤال کردن و فکر کردن نداشته باشن. از طرفی بعضی شخصیتها عمداً خیلی نمادین و ساده طراحی شدن و همین باعث میشه از نظر شخصیتپردازی به عمق رمانهای بزرگ نرسن. ولی برای کتابی به این کوتاهی اینکه بتونه اینقدر روشن دربارهی قدرت، تبلیغات، تحریف حقیقت و سوءاستفاده از اعتماد مردم حرف بزنه، واقعاً نقطه قوت بزرگیه. برای من تلخترین بخش داستان همون چیزیه که در پایان اتفاق میافته: حیوانها به جایی میرسن که دیگر نمیتونن فرق بین کسانی که علیهشان شورش کرده بودند و کسانی که حالا حکومت میکنند را تشخیص بدهند؛ یعنی انقلاب پیروز شده، اما آرمان انقلاب مرده



















