اما اگر عمیق تر بنگریم میتوانیم سرچشمه های واقعی رنج های خودمان را دریابیم. و همچنین درمییابیم آن افرادی را که میپنداریم عامدانه سبب رنج های ما می شوندقربانی رنج های زندگی خودشان هستند.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
اگر در گذشته زندگی کنید در همان گذشته هم میمیرید، و تو نمیخواهی در گذشته بمیری.
وقتى توى يک كار زيادى خوب باشى، بعد يک مدت اگر حواست نباشد مى افتى به فخرفروشى و قُمپُز دركردن وآن چيز خوبى هم كه داشتى از كَفَت مى رود.
میدانی وقتی خودتو به دست سرنوشت میسپاری ، چه حسی داره؟! انگار اونم به تو خوش آمد میگه!
در مورد وفاداری می گوید: « به آنچه جز تحمل کردن، نمی توان کاری کرد، سرسختانه آویزان می شود و نام آن کار را وفاداری می گذارد! »
کسی باش که باید بشوی!
نیچه برایش نوشت:«هر ایمان حقیقی به واقع بری از خطاست؛ چیزی را محقق می کند که مومن امید دارد در آن بیابد؛ اما کوچکترین پشتوانه ای برای بنیان نهادن حقیقتی عینی ارائه نمی کند… اینجا مسیر انسان ها جدا می شود. اگر می خواهی به آرامش ذهنی و سعادت برسی مومن باش؛ اگر میخواهی مرید حقیقت باشی ، جستجو کن.»
توی افغانستان کودکان بسیاری هست، ولی کودکی زیادی نیست.
هر لذتی وقتی دوام پیدا کرد ،زجر و مصیبت است ریشهٔ بدبختی در رفاه و آسایش است
من اول سریالش رو دیدم بعد کتاب رو خوندیم که بفهمم آخرش چی میشه ولی وقتی کتاب رو خوندم فهمیدم کتابش یه چیز دیگه است و خیلی با سریالش فرق داره
گاهی لازمه به خودت یادآوری کنی توی بازی زندگی کارتهای فاجعه ای دستت افتاده بوده ولی تو فوقالعاده بودی.
آمایا گفت: «اینجا خیلی جادوییه وقتی مامانم چنین جاهایی رو میدید، شعر یا ترانهای مینوشت. فکر کردم که من هم همین کار رو بکنم ولی استعدادش رو ندارم.» گرگ پرسید: «اگه تا حالا انجامش ندادی، از کجا میدونی؟»
+میدونی مردم به آدمهای بیش از اندازه باهوش چی میگن؟ -دیوونه، میگن دیوونه. اینجا کجاست؟ +پناهگاه زیرزمینی، اینجا جامون امنه. بعضیها به اینجا میگن دیوونهخونه!
من انگار هزار سال زندگی کردهام. شاید هم حافظهم یه بار پاک شده. من کلیهم سالمه، خداروشکر سنگ نمیسازه. ذهنمه که مریضه، داستان میسازه. باید یه جوری داستانها رو دفع کنم. واسه همینه که مینویسم....
- کو گوش شنوا؟! همه میخوان حرف هارو بشنون اما هیچکدوم نمیخوان گوش بدن!
- بهت افتخار میکنیم چون ادامه دادی . دختر عزیزم ، این چیز کمی نیست ، خیلی شجاعت میخواد.
- بازم باید تحمل کرد ، اینم میگذره . شاید الان اینو ندونی اما تو زنده میمونی.
با خودش گفت: واقعا میتونیم گذشته رو فراموش کنیم و همدیگه رو ببخشیم؟!
گاهی زندگی پر از موانع مختلف میشود و تو باید قدم به قدم برای حل آن ها اقدام کنی . لیو گاهی میفهمید که در این گونه اتفاقات سرنوشت بی تقصیر نیست.
همیشه با خودم میگفتم که تو هیچ چی هم باید چیزی باشه.
