«چرا بجای لعنت فرستادن به تاریکی یک چراغ روشن نمیکنی؟»
مغازه ی خودکشی
The Suicide Shop
معرفی کتاب مغازه ی خودکشی
«مغازهی خودکشی» رمانی کوتاه و تیرهـطنز از ژان تولی است که در فضایی نامعمول و تلخوشیرین میگذرد؛ جایی که یک مغازهی خانوادگی، فروش ابزار و وسایل خودکشی را به کاری روزمره و منظم تبدیل کرده است. از همان ابتدا، جهان داستان با نگاهی هجوآمیز و در عین حال اندوهبار ساخته میشود؛ جهانی که مرز میان شوخی سیاه و تراژدی را مدام جابهجا میکند. در مرکز این روایت، خانوادهی تواچ قرار دارد؛ پدر و مادر و فرزندانشان هر کدام با نقشی مشخص در ادارهی این کسبوکار عجیب زندگی میکنند. همهچیز بر پایهی ناامیدی، نظم و سود پیش میرود تا اینکه ورود یک عضو جدید به خانواده، حالوهوای این فضای بسته را آرامآرام تغییر میدهد. همین تغییر کوچک، موتور اصلی داستان را روشن میکند و از دل تاریکی، جرقههایی از میل به زندگی و دگرگونی بیرون میکشد. این کتاب بیشتر از آنکه صرفاً یک روایت عجیب باشد، طنزی تلخ دربارهی مرگ، افسردگی، مصرفگرایی و معنای زیستن است. نثر روان و کوتاهی اثر باعث میشود با وجود مضمون سنگین، خواندنش سریع و درگیرکننده باشد. اگر به رمانهای متفاوت، سیاهطنز و داستانهایی با حالوهوای خاص و تأملبرانگیز علاقه دارید، «مغازهی خودکشی» انتخابی جالب توجه است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۵
مترجم: احسان کرم ویسی
ناشر: چشمه
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
۱۸۰٬۰۰۰ تومان

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: محمدرضا آبیار
ناشر: چلچله
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: سودا وهاب زاده
ناشر: عطر کاج
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: رضا ستوده
ناشر: فرمهر
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: اسماعیل سردارآبادی
ناشر: سفیر قلم
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: معصومه تاجمیری
ناشر: یوشیتا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای مغازه ی خودکشی
«آیا در زندگی شکست خوردهاید؟ لااقل در مرگتان موفق باشید.»
«خانم تواچ غصه خورد و گفت: «کاش ما هم می تونستیم همین ها رو به این بچه مون یاد بدیم. همه چی رو چپکی می بینه. باورتون می شه؟ من که نمی دونم چی بگم. باور کنید همون طور که اون دو تا رو بزرگ کردیم، این رو هم بار آوردیم. این هم باید افسرده می شد، ولی همیشه نیمه ی پر لیوان رو می بینه. دیدش مثبته.»»
«خانم تواچ غصه خورد و گفت: «کاش ما هم می تونستیم همین ها رو به این بچه مون یاد بدیم. همه چی رو چپکی می بینه. باورتون می شه؟ من که نمی دونم چی بگم. باور کنید همون طور که اون دو تا رو بزرگ کردیم، این رو هم بار آوردیم. این هم باید افسرده می شد، ولی همیشه نیمه ی پر لیوان رو می بینه. دیدش مثبته.»»
«ما خودکشی رو تضمین میکنیم. اگه نمُردید، پولتون رو پس میدیم.»
این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.
«وقتی امید وارد مغازه شد، همهچیز به هم ریخت...»
«چرا بجای لعنت فرستادن به تاریکی یک چراغ روشن نمیکنی»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب مغازه ی خودکشی
۱۴۰۵/۵/۲۴
پایان کتاب ابتدا براتون خیلی بی معنی و ابهام برانگیز ممکنه به نظر بیاد، انگار حس پوچی بهتون دست بده ولی خب یکم که بهش فکر کنین اون حس عجیب تبدیل میشه به یه حس تاثیرگذار و درنهایت یکی از دوست داشتنی ترین کتابایی که خوندید
۱۴۰۵/۵/۲۸
«مغازه خودکشی» رمانی کوتاه، تلخ و در عین حال طنزآمیز است که با ایدهای عجیب، به موضوعاتی مثل ناامیدی، مرگ، امید و ارزش زندگی میپردازد. جذابیت اصلی کتاب در تضاد میان فضای مرگزده خانواده و نگاه متفاوت آلن به زندگی است؛ جایی که خوشبینی او بهتدریج نظم فکری خانواده را به چالش میکشد. طنز سیاه کتاب باعث میشود موضوعی سنگین، بدون تبدیل شدن به یک اثر کاملاً موعظهگر مطرح شود. البته در بخشهایی داستان کمی ساده و نمادین پیش میرود و شخصیتپردازی میتوانست عمق بیشتری داشته باشد. در مجموع، کتابی متفاوت و قابلتأمل است که سؤال ساده اما مهمی مطرح میکند: اگر زندگی سخت است، آیا باید آن را تغییر داد یا فقط تسلیمش شد؟ امتیاز من: ۴ از ۵
۱۴۰۵/۵/۲۴
این کتابو تو یکروز تمومکردم صفحه آخرو ۲ بار خوندم انگار آمادگی چنین پایانی رو نداشتم
۱۴۰۵/۵/۲۳
بنظرم این کناب داره میگه که اونی که داره سعی میکنه حال بقیه رو خوب کنه و بقیه رو نجات بده از همه بیشتر نیاز داره که نجات داده بشه
۱۴۰۵/۶/۱
شاید یکی از مهمترین حرفهای کتاب همین باشد: زندگی نه سیاهی مطلق است و نه سفیدی مطلق. ممکن است شادی در کنار غم وجود داشته باشد، امید در کنار ناامیدی، و حتی کسی که به دیگران میل به زندگی میدهد، خودش روزی نتواند ادامه بدهد. برای من، «مغازه خودکشی» در نهایت کتابی دربارهی خودکشی نیست؛ کتابی دربارهی پیچیدگی زندگی است. دربارهی اینکه هیچ احساسی، هیچ آدمی و هیچ اتفاقی را نمیتوان در یک بُعد خلاصه کرد. شاید آلن نیامده بود که برای همیشه تاریکی را از بین ببرد؛ آمده بود تا نشان بدهد غیر از تاریکی، امکان دیگری هم وجود دارد. زندگی خاکستری است؛ مجموعهای از شادی و اندوه، امید و ناامیدی، آمدن و رفتن. هیچکدام دیگری را بهطور کامل حذف نمیکند. به همین دلیل است که با وجود پایان تلخ کتاب، من نمیتوانم آن را یک پایان شکستخورده ببینم. آلن شکست نخورد؛ چون زندگی هیچگاه یک مسیر یکبعدی نیست.















