خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

'' انسان بدبخت است ، چونکه نمیداند که خوشبخت است ؛ تنها به این علت و بس . اساس مطلب همین است ، همین! کسی که به این نکته پی ببرد بی درنگ خوشبخت خواهد شد ! عروس این پیرزن خواهد مرد و کودک خواهد زیست ! همه چیز خیر و صلاح است .این نکته را بر حسب تصادف فهمیدم .''

شیاطین

عالی بود . از این نویسنده بخش دی رو خوانده بود بودم و به نظرم این کتابش بهتر و داستان جذاب تری داشت . فضا سازی کتاب خوب بود و حس مرموز بودن و پیچیدگی و غافل گیری های خوبی داشت . داستان شخصیت های مرد کاملا می‌تونست گمراهتون کنه. مثل تمامی رمان هایی با سبک جنایی معمایی این کتاب هم چند ده صفحه ی اخر کتاب کلا ورق و برمیگردونه و شوکه تون می‌کنه

Never Lie

آدمکش کور از آن کتاب‌هایی است که به نظرم بیشتر از اینکه صرفاً داستان تعریف کند، با ذهن خواننده بازی می‌کند. داستان چندلایه است و روایت‌های مختلف را به هم می‌دوزد؛ به همین خاطر ممکن است اوایل کمی گیج‌کننده یا حتی کند به نظر برسد، اما هرچه جلوتر می‌روی، متوجه می‌شوی جزئیات اولیه بی‌دلیل نبوده‌اند. چیزی که خیلی دوست‌داشتنی‌اش می‌کند، ترکیب عشق، راز، خاطره، سیاست، قدرت و خیانت است. خودِ عنوان «آدمکش کور» هم فقط یک اسم ساده نیست و معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. اگر بخواهم خیلی کوتاه نظر بدهم: کتابی سنگین، مرموز و چندلایه است؛ از آن‌هایی که بعد از تمام کردنش احتمالاً دلت می‌خواهد برگردی و بعضی قسمت‌ها را دوباره بخوانی. اگر دنبال یک رمان صرفاً عاشقانه و روان هستی، شاید انتخاب اولت نباشد؛ ولی اگر داستان‌های رازآلود و ادبی که کم‌کم پازلشان کامل می‌شود را دوست داری، احتمالاً خیلی خوشت می‌آید.

آدمکش کور

پس چرا وقتی میدانیم این دنیا زودگذر است، آن را با درد و رنج بگذرانیم؟! وقتی میدانیم قرار است ما با رفتن به دنیایی دیگر، شادی را برای همیشه تجربه کنیم، نباید خیلی غصه ی این دنیا را بخوریم.

جین ایر

اگر دیگران مرا دوست نداشته باشند ترجیح میدهم بمیرم. من نمیتوانم تنها و منفور بودن را تحمل کنم. اگر بخواهم محبت تو و خانم تمپل و یا هرکس دیگری را که دوستش دارم جلب کنم ، حاضرم حتی استخوان دستم را بشکنند ، گاو به زمین پرتم کند ، یا پشت سر یک اسب بایستم و بگذارم با سمش به قفسه سینه ام لگد بزند…

جین ایر

حتی اگر تمام دنیا از تو متنفر باشند و تو را آدم شروری بدانند اما وقتی خودت بدانی چنین صفاتی را نداری ، مطمعن باش هیچوقت بدون دوست نخواهی ماند.

جین ایر

زمانه‌ی سختی‌‌ است برای انسان بودن. تنها یک انسان حقیقی و واقعی بودن. نه مجموعه‌ای از ویژگی‌های اخلاقی بی‌شماری که از دیگران به عاریت گرفته‌ایم.

دختر گمشده

این کتاب به ذهن خواننده که برای پیشرفت و توسعه فردی حاضر به تلاش های فروارن هست شکل خوبی میده اما خیلی از این تکنیک ها و روش ها در کتاب های دیگه بسیار بهتر برسی شده مثل کتاب نورودیسیپلین که مکمل بسیار خوب برای این کتاب هست

عادت های اتمی

«گتسبی بزرگ» در ظاهر داستان عشق و رسیدن به یک رؤیای قدیمی است، اما در لایه عمیق‌تر، نقدی تلخ بر پول، طبقه اجتماعی، ظاهر فریبنده موفقیت و رؤیای دست‌نیافتنی است. فیتزجرالد نشان می‌دهد که ثروت لزوماً انسان را به جایگاه و خوشبختی‌ای که می‌خواهد نمی‌رساند و گاهی خودِ رؤیا می‌تواند به عامل نابودی انسان تبدیل شود. نقطه قوت کتاب، فضاسازی و نمادپردازی آن است؛ هرچند بعضی شخصیت‌ها عمداً فاصله عاطفی زیادی با خواننده دارند. رمانی کوتاه اما عمیق درباره این پرسش که وقتی تمام زندگی‌مان را صرف رسیدن به یک رؤیا کنیم، اگر به آن برسیم واقعاً چیزی برایمان باقی می‌ماند؟ امتیاز من: ۴.۵ از ۵

گتسبی بزرگ

«صد سال تنهایی» رمانی است که در آن تاریخ، خانواده، عشق، جنگ و تنهایی در چرخه‌ای تکرارشونده به هم گره می‌خورند. مارکز با ترکیب واقعیت و خیال، سرگذشت چند نسل از خانواده بوئندیا و شهر ماکوندو را روایت می‌کند و همین آمیختگیِ امر عادی و جادویی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رمان است. نقطه قوت اصلی کتاب برای من فضاسازی، تخیل و نگاه عمیق آن به تنهایی انسان و تکرار اشتباهات نسل‌هاست؛ انگار شخصیت‌ها بارها زندگی گذشتگانشان را تکرار می‌کنند، چون نتوانسته‌اند گذشته را واقعاً بفهمند. البته تعدد شخصیت‌ها، شباهت نام‌ها و ساختار غیرخطی داستان ممکن است خواندن کتاب را برای بعضی مخاطبان دشوار و گاهی گیج‌کننده کند. با این حال، «صد سال تنهایی» از آن کتاب‌هایی است که ارزشش فقط در داستان نیست؛ بعد از تمام شدنش، درباره زمان، حافظه، تنهایی و چرخه تکرار زندگی فکر می‌کنید. امتیاز من: ۵ از ۵

صد سال تنهایی

«جادوی فکر بزرگ» اثری کلاسیک در حوزه موفقیت و خودیاری است که ایده اصلی‌اش را روی نوع نگاه، هدف‌گذاری، غلبه بر ترس و تبدیل فکر به عمل بنا می‌کند. کتاب در بخش‌هایی واقعاً انگیزه‌بخش است و تأکیدش بر اینکه بسیاری از محدودیت‌ها از طرز فکر خودمان شروع می‌شوند، قابل تأمل است. با این حال، چون کتاب نخستین‌بار در سال ۱۹۵۹ منتشر شده، بعضی از توصیه‌هایش امروز بیش از حد ساده‌انگارانه به نظر می‌رسند؛ مخصوصاً جاهایی که موفقیت را بیش از اندازه به نگرش مثبت و باور فردی وابسته می‌کند. در مجموع، کتاب را بیشتر منبعی برای بازنگری در نگرش و عادت‌های فکری می‌دانم تا یک راهنمای علمی برای موفقیت. اگر با نگاه انتقادی خوانده شود، هنوز نکات کاربردی خوبی دارد. امتیاز: ۳.۵ از ۵