خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

می‌ترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم. زیرا در طی تجربیات زندگی به این مطلب برخوردم که چه ورطه‌ی هولناکی میان من و دیگران وجود دارد. و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکار خودم را برای خودم نگه دارم.

بوف کور

اگر کسی چهرهٔ ما را در سفر از آشویتس به اردوگاه باواریا دیده بود که نگاه‌مان با چه حرص و ولعی کوه‌های سالزبورگ و قله‌هایش را که در آفتاب می‌درخشید از پشت پنجره‌های کوچک و میله‌دار می‌بلعید، هرگز باور نمی‌کرد آن چهره‌ها از آنِ مردانی است که همگی امید به زندگی و آزادی را از دست داده‌اند.

بخشی از من به نوعی شب زنده داری نومیدانه ادامه می‌دهد و همزمان بخشی دیگر در تقلا است تا ناچیزترین امورم را به شیوه‌ای نظم بخشد. این را به مثابه یک بیماری تجربه می‌کنم. نگویید سوگواری. سوگوار نیستم، رنج می‌کشم.

تصویر پروفایل KimiaKimia@kimia1جمله

قبلا همه ی دغدغه ام این بود که در دیده ی دیگران چطور به نظر میرسم . حالا نگاهم فقط و فقط به خودم است . خب این هم همان قدر اهمیت دارد ، نه ؟

در زندگی دردهایی وجود دارد که اگر در مقابلش مقاومت کنیم تبدیل به رنجهایی سنگین و چندساله میشوند. تنها راهی که می تواند از تبدیل شدن دردها به سنگهایی سنگین و آسیب زننده جلوگیری کند پذیرش آنها است. اینکه اجازه دهیم آنها عبور کنند و گیر نکنند به جهان درونی مان برای این کار ما احتیاج به «سکوت» داریم؛ سکوتی طولانی همراه با آگاهی.در دنیایی زندگی میکنیم که همیشه دردهایی از زندگی از آدمها و روابط به ما وارد میشود.ناکامی بخشی از زندگی است. با حقایق زندگی مقابله نکنیم بیاییم اول آنها را ببینیم و بپذیریم و سپس به سراغ تمرین سکوت برویم.

«من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگی‌ام در سکوت حرف زده‌ام و در سکوت تراژدی‌های زیادی را با خودم زندگی کرده‌ام.»

نازنین

ورای تمامی صحبت‌هایی که می‌شود در باب این کتاب . به نظرم مهمترین نکته اش این است که آینده نگر باشید نه به بازه حال فکر کنید

عادت های اتمی

مرگ چه می‌کند با روح ما و چه ماهیتی به آن می‌بخشد؟ چه از آن می‌گیرد و چه به آن می‌دهد؟ کجای هستی می‌گذاردش ؟ آیا ممکن است گاهی برای نگاه کردن به زمین و گریستن ، چشم‌هایی از جنس تن به روح بدهد ؟

اما اگر عمیق تر بنگریم میتوانیم سرچشمه های واقعی رنج های خودمان را دریابیم. و همچنین درمی‌یابیم آن افرادی را که میپنداریم عامدانه سبب رنج های ما می شوندقربانی رنج های زندگی خودشان هستند.

وقتى توى يک كار زيادى خوب باشى، بعد يک مدت اگر حواست نباشد مى افتى به فخرفروشى و قُمپُز دركردن وآن چيز خوبى هم كه داشتى از كَفَت مى رود.

ناطور دشت

در مورد وفاداری می گوید: « به آنچه جز تحمل کردن، نمی توان کاری کرد، سرسختانه آویزان می شود و نام آن کار را وفاداری می گذارد! »

نیچه برایش نوشت:«هر ایمان حقیقی به واقع بری از خطاست؛ چیزی را محقق می کند که مومن امید دارد در آن بیابد؛ اما کوچکترین پشتوانه ای برای بنیان نهادن حقیقتی عینی ارائه نمی کند… اینجا مسیر انسان ها جدا می شود. اگر می خواهی به آرامش ذهنی و سعادت برسی مومن باش؛ اگر میخواهی مرید حقیقت باشی ، جستجو کن.»